تبليغاتX
سید



























سید

بسم الله الحی الکریم


بر هیچکس پنهان نیست که مقام معظم رهبری حضرت آیت الله معظم خامنه ای از معدود رهبران و شخصیت های سیاسی دنیا هستند, که هر مقام مسئول جهانی در اولین دیدار مجذوب ایشان میشودکه ولی امر مسلمین جهان و نائب امام این چنین ساده زیست و بی آلایش هستند. و  همه شخصیتها و رجال سیاسی اعتراف کردند که مقام عظمای ولایت در همه زمینه ها آگاهی کامل دارند ما در زیر صحبتهای از کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل آورده میشود
 
در اولین ملاقاتی که مقام معظم رهبری با کوفی عنان، دبیر کل سابق سازمان ملل داشتند، در آغاز مذاکرات، درباره ی تاریخچه کشور غنا و شخصیت های بزرگ آن و موقعیت سیاسی و اجتماعی کشور غنا صحبت کردند.

کوفی عنان بعد از ملاقات گفت: من با اینکه اهل غنا هستم،درباره کشور خود به اندازه ی ایشان اطلاع ندارم.

ایرانی ها و مسلمان ها باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند.ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند.

ایشان از همان ابتدای ملاقات، قلب مرا تسخیر کردند...

من با شخصیت های مختلفی از جمله ژاک شیراک و هلموت کهل دیدار داشته ام که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته ام ؛ ولی در ملاقات با ایشان احساس کردم:

هنوز کسی را مثل ایشان ندیده ام.

 شخصیت معنوی ایشان چنان مرا تحت تاثیر قرار داد که پیش خودم فکر کردم چرا شخصیتی مثل من باید دبیر کل سازمان ملل باشد . پس از این دیدار شخصیت هایی که مرا جذب کرده بودند ، همه را به فراموشی سپردم .

همیشه معتقد بودم شخصیت های معنوی و عرفانی از مسائل سیاسی اطلاعی ندارند ولی در دیدار اخیرم ایشان را در اوج قداست ، شخصیتی سیاسی دیدم که آنچه از سیاسیون بزرگ در ذهنم بود همه را پاک کردم .

منبع : رهوا

نوشته شده در شنبه 10 بهمن1388ساعت 18:15 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

به گزارش خبرنگار سیاسی رهوا :همت مجله هفتگی است که به صاحب امتیازی موسسه حفظ و بسط ارزش ها دور جدید انتشار خود را از آذر ماه شروع کرده است. موسسه مذکور همان موسسه ای است که نشریه توقیف شده همت هم به صاحب امتیازی آن منتشر شده بود

هر دو نشریه از یک منبع سیراب شدند و با دو تصویر روی جلد متفاوت که هر کدام برای خود دنیای را میطلبد برای تفکر به گفته کارشناسان در بیشتر خبرها تصویر از خبر نوشتاری گویا تر و عریان تر خودرا نشان میدهد

این نشریه در دو مدل تصویری روی جلد منتشر شد (1) همت "1"با طرح همه ياران هاشمي (2)امت امام خامنه اي كه همت "2" نام گرفت شایان ذکر می باشد که هفته نامه شماره دو موج اندیشه نام داشت 


حال توخود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...

همت برای همیشه توقیف شد و در جزیزه مجنون آرام گرفت
نوشته شده در چهارشنبه 30 دی1388ساعت 23:21 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |


اینجا همان کوفه است. بارها نامه نوشته ایم که امام زمان بیا، ما منتظریم. و تو می دانستی که ما عهدمان عهد نیست، سفیر فرستادی، گفتی:«در زمان غیبت من به راویان احادیث مراجعه کنید»، گفتی برای امتحان شما نماینده ای فرستاده ام؛ از ولی فقیه تان، از جانشین من پیروی کنید. اگر در عهدتان وفادار بودید من هم می آیم.
آقا جان! خبر داری که با نماینده ات، با جانشینت چه می کنند، خبر داری که هر روز به گونه ای دلش را به درد می آورند، آری خبر داری و از بی وفایی ما ها هم خوب آگاهی!!!
ما هنوز هم که هنوز است تو را نمی شناسیم. شاید اگر بیایی تو را هم خارجی بنامیم، حتما یادت هست آن روزها را، سر امامی بالای نیزه ها به نام خارجی سنگ می خورد، حتما یادت هست که یک روز چادر از سر بانوان حرم کشیدند، حتما یادت هست، آن جشن و پایکوبی ها را بر جنازه ی پاک پدرت حسین(ع).
امروز دوباره حادثه ی کربلا تکرار می شود. دوباره سر یاد حسین(ع) سنگ می خورد، روسری و معجر از سر شیعیانت کنار می رود، یاد تو و اعتقاد به تو را به بازی می گیرند، آنگونه که نماینده ات را انکار می کنند.
مولای من! می دانم که تو در راهی، می دانم که اینها نشانه های رسیدن توست، اینها برای بیداری همه ی ما درس است، اما من نشانه ای که دلت را به درد آورد نمی خواهم.
نه مولا جان بگذار اینگونه بگویم: ایران دیگر کوفه نیست که توهین به مسلم زمانه را تاب بیاورد، یزیدیان زمانه با یاران اندک و کم خردشان هیچ کاری نمی توانند بکنند، شعار این مردم این است که «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند».
ما همه ی هستیمان را به پرچمی با آرم «الله» سپرده و آنرا در دست رهبرمان نهاده ایم و تا به تو نرسیم آرام نمی گیریم
نوشته شده در یکشنبه 27 دی1388ساعت 0:2 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

سینه زدن و گریه کردن حضرت بقیة ا...(عج) با سر و پای برهنه میان سینه زنها برای جدمظلومش آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام


رسم این بود که علمای شیعه ی مقیم نجف اشرف روز عاشورا پیاده به کربلا می رفتند. در بین راه محلی وجود دارد به نام«طویرج» که چهار فرسخ با کربلا فاصله دارد و در این روز دسته های سینه زن از آنجا به طرف کربلا حرکت می کنند و علما و مراجع به آنها ملحق شده و با آنان سینه می زنند.

سید مهدی بحرالعلوم با عده ای از طلاب به استقبال دسته ی سینه زنی طویرج رفتند. عشق واقعی در وجود اینان موج می زد. اول و آخر دسته به چشم نمی آمد. همه بر سر و سینه می زدند و هر ان شور و شوقشان موج می شد و اوج می گرفت و طنین آن در فضا شکسته می شد و حال تماشاچیان را منقلب می کرد.

ناگهان علامه بحرالعلوم، مجتهد طراز اول جهان تشیع، مثل سایر سینه زنها لخت شده و میان جمعیت رفت و به سینه زنی پرداخت. برای لحظاتی همه غافلگیر شدند. طلاب هر چه می کردند تا مانع بروز احساسات ایشان نشوند، کاری از پیش نبردند.

علامه خود را به دریا سپرده بود. ضجه می زد و موهای ژولیده اش همراه خاک آشفته شده بود. عمامه از سرش افتاده بود. ناچار چند تن از شاگران قوی هیکل ایشان، اطراف وی را می گیرند که مبادا زیر دست و پا بیافتد و آسیب ببیند.

شام غریبان، «سلماسی» شاگرد مخصوص ایشان از علامه پرسید:

«شما را به صاحب این شب مقدس سوگند می دهم به من بگویید چه شد که شما بی اختیار وارد دسته ی سینه زنی شدید و آنگونه به عزاداری پرداختید؟»
 
علامه اشکهایش را پاک کرد و گفت:وقتی به دسته ی سینه زنی رسیدم، دیدم حضرت بقیة ا...(عج) با سر و پای برهنه میان سینه زنها به سر و سینه می زنند و گریه می کنند. من هم نتوانستم طاقت بیاورم، پس در خدمت ان حضرت مشغول سینه زدن شدم»

منبع:رهوا

نوشته شده در شنبه 19 دی1388ساعت 9:42 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

آقاي موسوي در لحظه مرگ خود همه رسانه ها رو به خانه خود دعوت ميکنه و ميگه من حتما بعد از مرگ ميرم بهشت. مطمئن هستم.


شب اول قبر آقاي پینوکیو
 نکير و منکر پس از سوالهاي معمول در مورد خدا و دين و مذهب رو به موسوي ميگن: آقا جان شما نامه عملت سياهه. بايد بري جهنم. موسوي: برو ببينم . تو نامه عملم چيز شده ؛ يعني دستکاري شده. من قبول ندارم.  نکير : اون کسي که نامه عمل تو رو نوشته خدا مشخص کرده. مورد اعتماد خدا بوده. موسوي: نخير آقا جان. من ميگم دستکاري شده. شما هم بايد قبول کنيد.
منکر: آقا اينطوري حرف نزن.قانون برای همه در اینجا یکی هست. با اين گرز ميزنم تو سرت ها!!! موسوي: آقا فضا رو چيز نکنيد؛ يعني امنيتي و نظامي نکنيد. همين شما ها هستيد که با اين کاراتون فضاي اختناق و چيز میکنید حالا که اين طور شد من اصلا باور ندارم اینجا جهنم هست روح هم را قبول ندارم. بايد يه کميته چيز ياب، منظورم حقيقت يابه، تشکيل بشه که بيطرف باشه.
نکير خطاب به منکر: ميگم اين يارو يکي دو تختش کمه ها. اين مثل اينکه حاليش نيست که اينجا آخر خطه. هنوز هم کلش بو قرمه سبزي ميده.
موسوي: آقايان در گوشي صحبت کردن از نظر اسلام مشکل داره. من خودم يادمه که امام (ره) يه روز به من فرمودند موسوي جون. من گفتم بله آقا. اجازه بديد دستتون رو چيز کنم؛ يعني ببوسم. ايشون نگذاشتن. بعد به من گفتند . . .(در همين هنگام نکير و منکر صحبت مير را قطع ميکنند ) نکير و منکر ( با عصبانيت) : مردکه نفهم. اينجا انتخابات نيست. قيامته.   
موسوي: آقا قانون چيزه، يعني قانونه. قيامت و انتخابات نداره . شما ها همتون قانون گريز هستيد. اصلا آقا از وقتي که همين دار و دسته شما بحث قيامت رو در جامعه مطرح کرد يک فضاي فوق امنيتي در جامعه ايجاد شد که اميد به چيز مردم، يعني اميد به زندگي مردم خيلي کم شد. شما که همه دنيا هم دست خودتونه. هر کار بخواهيد ميکنيد.
موسوي(در حالي که با نگاه خود به دنبال دوربين ميگردد ادامه ميدهد): مردم من اگر خدا ميشدم اين اخلاقها رو از جامعه چيز ميکردم ؛ يعني در واقع حذف ميکردم. من اين قيامت رو برميداشتم. اين اصلا توهين به انسانيت و بشريت و خلاف چيز بشر، يعني حقوق بشر است. چه معني دارد که شما اين جوانها رو ستاره دار ميکنيد. چرا دو دستگي ميکنيد. خودي و غير خودي و بهشتي و جهنمي ميکنيد. نکير و منکر همينطور هاج و واج و در نهايت عصبانيت به موسوي نگاه ميکنند.
در همين حال نکير ميگويد: حالا چند لحظه فکر کن و روی فکر و عقلی که خدا به تو عنایت کرده رفتار کن تو که پینوکیو نیستی تا يه چند تا پرونده از کارهايي که در زمان زنده بودن کردي بهت نشون بديم. نشون بديم؟ بديم؟ و چند تا از کارهاي زشت و بد بد جناب مير به ايشون نمايش داده ميشود.
بعد منکر ميگويد حالا بگو. حالا چي؟ ناگهان مير که شديدا از اين کار نکير عصباني بود با لحني کاملا مضطرب و عصباني گفت: شما ها خجالت نميکشيد پرونده ي همسر بنده رو ( ببخشيد اينجا اشتباه لپي بود، «پرونده ي بنده» صحيح است) رو گرفتين جلوي من و نشون من ميدهيد. شما به جاي اينکه بياييد براي مردم پروند سازي کنيد بريد يه فکري به حال چيز سالي ، يعني خشکسالي و اين سيل و زلزله هايي که همش از سوء مديريت شما حاصل شده بکنيد.
اصلا من به خاطر همين مشکلات و احساس چيزي که کردم ؛ يعني احساس خطري که کردم به اين دنيا اومدم که جلوي اين چيزا رو بگيرم، يه فکري به حال مديريت اين دنيا بکنند. البته اينها همش ناشي از چند نکته در مديريت است از جمله ماجراجويي و بي ثباتي، رفتارهاي نمايشي و قهرمان نمايي و شعاري ، خيالبافي و خرافه گرايي، خلاف گويي و پنهان کاري، خود محوري و قانون گريزي ، افراط و تفريط است و ... و بنده آمده ام که با اينها چيز کنم، يعني مقابله کنم.

و.... چند هزار سال بعد پس از رسيدگي کامل به پرونده همه انسانها از جمله آقاي موسوي.
مير حسين در حالي که با غل و زنجير به دست و پايش روانه جهنم است در حال داد و فرياد است: آهاي مردم. اينجا همه ديکتاتورند. دارند من را با زور ميبرند جهنم. شما اميد خودتون رو از دست نديد. من باز هم از توي جهنم با شما ها صحبت خواهم کرد و بيانيه خواهم داد. البته اينجا خيلي از دنيا جوش خفقان تره. اينجا تمام رسانه ها دست خودشونه. اصلا نميگذارند ما حرف بزنيم. آزادي بيان وجود ندارد. روزنامه هم که ميخواهيم بزنيم تو اين همه آتيش ميسوزه. شما اميدتون رو از دست نديد. من در پل صراط انشاا... در جمع پرشور شما براي شما صحبت خواهم کرد و يکسري حقايق رو خواهم گفت من چند تا خاطره هم از امام دارم که بعدا ميگم مايه عبرت اينها بشه.
همينطور که موسوي در حال نطق کردن بود دهن او را با سيمان پر کردند و درش يه چهارک آجر چپوندن و ايشون را به جهنم بردند... در جهنم جناب مير، همکار و دوست روزهاي کانديداتوري خود را ميبيند که در يک گوشه او را بسته اند و مثال اينکه تازه از زير عذاب دردناک راحت شده باشد حال او بسيار وحشتناک بود. مير از نگهبانان پرسيد اين شيخ مهدي کروبي بيچاره را چرا به اين حال و روز انداختيد. مگر چه عذابي به او ميدهيد؟ نگهبان جهنم: تو يکي لال شو باز اين شيخ بدبخت يک شانس براي رهايي از جهنم دارد. هفته اي يکبار آزموني از وي بعمل مي آيد و به او اين فرصت داده ميشود، چنانچه نتواند از آن فرصت استفاده کند عذاب ميشود ، تا هفته ي بعد. مير که خيلي ترسيده بود پرسيد: مگر عذابش چيست که اين حال و روزش است؟
نگهبان جهنم: خوب نگاه کن. الان وقتي است که به او فرصت داده ميشود تا اگر موفق شود از جهنم آزاد شود. الان ساعت آزمون وي است و او يکساعت فرصت دارد. در همين حين دو ملک که چهره هاي بسيار وحشتناکي داشتند وارد شدند. در دست يکي از آنها برگه اي و در دست فرد ديگر تابلويي بود. شيخ با نگاهي مضطرب به آنها نگريست. ملک اول رو به شيخ گفت: آماده اي. شيخ که صورتش غرق در عرق بود سري به نشانه تاييد تکان داد.
 ناگهان ملک اول برگه را چرخاند و در روي آن يک سوال بسيار بزرگ نوشته شده بود. موسوي به برگه نگاه کرد و با خود گفت : اين سوال چقدر آشناست. کجا آن را ديده ام؟ و آن را خواند : در عبارت «دول الخليج العربيه» کلمه العربيه به کدام گزينه بر ميگردد؟ الف) دول ب) دول ج) دول د)دول ه) غلط کردم و) ساير موارد
شيخ مهدي بعد از يکساعت فکر کردن : گزينه 9.
ناگهان ملکه دوم به سرعت جلو مي آيد و ميگويد اي بيسواد بي لياقت. حق تو همين عذاب دردناک است که درد آن تو و تمام طرفداران و همراهانت را در بر ميگيرد. و در حالي که شيخ به شدت التماس ميکرد و از ته دل فرياد ميکشيد که از عذاب او درگذرند ملک دوم تابلويي را که در دستش بود چرخاند و شيخ از شدت سختي عذاب دائم غش ميکرد و به هوش مي آمد. و موسوي باز روي آن تابلو را خواند که بزرگ نوشته بود : 0.8 درصد
و در اینجا بود که پینوکیو ما متوجه شد همه چیز چیزه


نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 4:45 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

با سلام و عرض تسلیت خدمت همه دوستان محترم برای فرا رسیدن ماه محرم پست بلاگ سید در این ماه  فقط همین چند جمله هست حال هرچه میخواهید بگوید یا تفکر کنید

آگاه باشید حسین (ع) را منتظرانش کشتند!
یا صاحب الزمان (عج)

اما برای اینکه این پستم خالی از غم نباشد نوحه‌اي منسوب به حضرت سيدالشهدا (ع) وجود دارد كه گويا ارباب در لحظات آخر عمر شريفشان اين شعر را سروده‌اند. سال‌هاست مداحان و واعظان در جلسات هفتگي خود آن را همخواني مي‌كنند. اين شعر به «شيعتي» معروف است.

شيعتي مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذكروني

(شيعيان من! هنگامي كه آب گوارا نوشيديد، مرا ياد كنيد.)

اَوْ سَمِعْتُم بِغَريبٍ اَوْ شَهيدٍ فَانْدُبُوني

(و يا هنگامي كه از غريبي يا شهيدي خبري شنيديد، بر من ندبه كنيد.)


فـَاَنا السِّبْطُ الَّذي مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ قَتِلُوني

(من، نواده [پيامبر] هستم كه مرا بي گناه كشتند.)

وَ بِجَرد الخَيْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُوني

(و پس از آن از روي عمد، مرا پايمال سم اسبان كردند.)


لَيْتَكُم في يَوْمِ عاشورا جميعاَ تَنْظُروني

(اي كاش، همگي در روز عاشورا بوديد و مي‌ديديد.)

كَيْفَ اِسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبوا اَن يّرْحَمُوني

(كه چگونه براي كودك خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نكردند)

نوشته شده در شنبه 28 آذر1388ساعت 14:5 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

با عرض سلام وادب خدمت دوستان گرامی : آیت الله فاطمی نیا در جدید ترین سخنرانی خود بیان فرمودند :هر کس با رهبری مخالفت کند عاقبت به خیر نخواهد شد  حواستان باشد ما چیزی میدانیم که میگویم امروز از واجبات این است که گوش به فرموده رهبری حضرت آیت الله خامنه ای باشید

متن زیر قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا هست که در پایان یکی از مجالس حضرت زهرا (س) در مورد مقام معظم رهبری می فرمایند:

بنده روی منبر امام حسین ، در خانه خدا ، آن هم در مجلس حضرت زهرا اگر چیزی را یقین نکنم نمیگویم.

بدانید و آگاه باشید:

هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید !
این را یقین داشته بدانید ! قدردان رهبر باشید ! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید !

این مرد بزرگ عزّ اسلام است و هر کس با این مرد بزرگ ، با مقام معظم رهبری مخالفت کند خدا از او نمی گذرد !

 

678 کیلوبایت

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیر مستقیم

نوشته شده در دوشنبه 23 آذر1388ساعت 13:28 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند


به گزارش رهوا از یک منبع آگاه : قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا نكردند هرچه ازفرستادگان منتظري اصرار ازايشان انكار.تاآنجا كه خود منتظري شخصا به خدمت ايشان رسید وتمام كتابهايي كه درمورد ولايت فقيه نوشته بود را محضر  حضرت آقا قرار دادند

حضرت آقا تمام كتاب ها راجمع كردند وبه منتظري چند لحظه نگاه کردند و خنده کوتاهی کردند و فرمودند ولايت فقيه نوشتني نيست فهميدني است

این منبع نزدیک به بیت بهاءالدینی نقل میکند که از حضرت آقا پرسیدم چرا ايشان راتاييد نكرديد مگه شخص ديگري هم ميتواند .بعد از امام (ره) به مقام رهبری برسند

حضرت آقا فرمودند : البته هیچ كس حاج آقا روح الله نمی شود، ولی آقاسیدعلی خامنه ای حقیقت ولایت فقیه هستند و رهبر از همه به امام نزدیكتر است. كسی كه ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است. شما از ما قبول نمی كنید و تعجب می كنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقاسید علی خامنه ای رهبر آینده هستند و ايشان باز هم فرمودند :نظر ما سيد علي سید علی سید علی خامنه اي است

این منبع آگاه در گوشه ای دیگر از گفتگو با رهوا بیان کرد که :زمان می گذشت و به مرور زمان سخنان گهربار و گلواژه های بینش آفرین این پیر روشن ضمیر، بیشتر و بهتر عملی می شد. تا این كه رحلت حضرت امام خمینی قدس سره و انتخاب حضرت آیةالله خامنه ای (حفظه الله) پیش آمد.

محضر آقا جان رسیدیم و به عنوان خبر روز خدمتشان عرض كردیم. فرمودند:«ما مدتها پیش به این مطلب رسیده بودیم و نظر خود را بیان کردیم که هیچ کس بعد از حاج آقا روح الله  نمیتواند رهبر شود جز سید علی آقا و باید به ایشان كمك كرد تا تنها نباشد.

برپایه همین گزارش:قبل از ریاست جمهوری آقای خامنه ای روزی در بیت محترم حضرت آقا بهاءالدینی بودیم که آقای خامنه اي كه درآن زمان نماينده مجلس بودند به بیت ایشان (منزل)تشريف آورده اند و وقتي که آقای خامنه ای رفتند  آقا زیر لب فرمودند :خورشيدلحظه اي تابيد ورفت!

نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 23:4 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

با عرض سلام وادب محضر تمام عزیز و بزرگواران گرامی که همیشه سایه لطف ایشان بر سر سید بوده است ,عيد کمال دين , سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان و تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏ کشان و اصل باور ها بر شما مبارک باد

در دفتر دل هیچ نیست جز ارادتی بی پایان به مولای خوبان حضرت علی علیه السلام این گوشه حقیقت تقدیم شما


داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر كرة خاك با يك عهد و پيمان شكل مي‏گيرد. عهد و پيماني كه بر پذيرش پروردگاريِ خداوند متعال و نفي پرستش شيطان بسته شد و همة انسان‏ها بر وفاي به آن هم‏داستان شدند. پيامبران الهي و جانشينان آنها، اين عهد و پيمان را در طول تاريخ، بارها و بارها به انسان‏ها يادآوري كردند تا آنان نسبت به عهدي كه با خداي خود داشتند، دچار فراموشي نشوند.


 
اشاره:
عيد غدير، بزرگ‌ترين عيد پيروان اهل بيت(ع) و فرصت مناسبي براي يادآوري پيمان مقدسي است كه همة ما را در برابر امامان معصوم(ع) و به ويژه امام عصر(ع) داريم؛ پيمان اطاعت و پيروي بي‌چون و چرا از آنان و آمادگي براي انجام رسالت بزرگي كه در زمينه‌سازي ظهور بر عهده داريم. در اين مقاله مروري گذرا داريم بر پيشينة عهد و پيمان بشر با اولياي الهي از ابتداي آفرينش تا عصر ظهور.

       1. نخستين پيمان

داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر كرة خاك با يك عهد و پيمان شكل مي‏گيرد. عهد و پيماني كه بر پذيرش پروردگاريِ خداوند متعال و نفي پرستش شيطان بسته شد و همة انسان‏ها بر وفاي به آن هم‏داستان شدند.1
پيامبران الهي و جانشينان آنها، اين عهد و پيمان را در طول تاريخ، بارها و بارها به انسان‏ها يادآوري كردند تا آنان نسبت به عهدي كه با خداي خود داشتند، دچار فراموشي نشوند.2
از سوي ديگر، براي اينكه مردم در وفا به پيماني كه بر عهده داشتند، دچار مشكل نشوند و در تشخيص راهي كه به اطاعت و بندگي خدا و مخالفت با شيطان مي‏انجامد، گرفتار سردرگمي نگردند، به آنان گوشزد شد اطاعت خدا در اطاعت رسول اوست و هر كس بيشتر در طريق اطاعت رسول گام بردارد، در اطاعت خدا از ديگران پيشي گرفته است.3

      2. استمرار پيمان

با پايان يافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پيماني كه آدم خاكي با خداي خود داشت، كاسته نشد، بلكه بسيار شديدتر از دوران حيات پيامبر اعظم(ص) از او خواسته شد به عهد و پيمان خود وفا كند؛ زيرا او در وفاداري به اين پيمان بازخواست خواهد شد.4
اين بار عهد آدمي با خداي خود در صورتي ديگر متجلي شد و اطاعت اميرمؤمنان و امامان پس از او هم‏سنگ اطاعت خدا و رسول او گرديد.5 و براي اينكه هيچ‏ كس در شناسايي شخصي كه پس از پيامبر اكرم (ص) بايد با او عهد اطاعت بسته مي‏شد، به اشتباه نيفتد، در اجتماعي عظيم از مسلمانان، نو شدن عهد آدمي به آگاهي همگان رسيد و اعلام شد هر كس پيمان ولايت نبيّ خاتم(ص) را پذيرفته است، از اين پس بايد به پيمان ولايت امير مؤمنان علي(ع)گردن نهد.6
از همين رو بود كه اين روز را روز «عهد معهود» ناميدند.7

     3. شكسته شدن پيمان

انسان‏ها مأمور شدند پس از رحلت نبيّ خاتم (ص)، با وصيّ او تجديد عهد كنند و دست در دست او بگذارند تا به فرمودة حضرت زهرا(س)، آنها را به راحتي و ملايمت به راه هدايت و رستگاري رهنمون شود،8 چنين نشد و بدعهدي و عهدشكني از همان نخستين روزهاي عروج رسول خدا(ص) آغاز شد. بدين ترتيب، پيماني كه جماعت مسلمان در روز غدير بر اطاعت وليّ خدا بسته بودند، به راحتي شكست و جز جمع اندكي، همة امت اسلامي از اطراف امام و حجت عصر پراكنده شدند.9 
از آن پس، اگر چه در دوره‏هايي از دوران 250 سالة امامت شيعه، شاهد روي‏آوردن مردم به ائمه معصومين(ع) و مرجعيت علمي آنها هستيم، ولي هيچ‏گاه عهدي كه مردم در برابر امامان خود داشتند، به تمامي، پاس داشته نشد و اين سخن امامان‏ معصوم(ع) که فرموده بودند: «مردم تنها به سه چيز تكليف شده‏اند: شناخت امامان، تسليم شدن به ايشان در آنچه بر آنها وارد مي‏شود و رجوع به آنها در آنچه در آن اختلاف دارند»،10 هيچ‏گاه محقق نشد و سرانجام بدعهدي‏ها و عهدشكني‏هاي امت اسلام به مقتول و مسموم شدن يازده امام و غيبت آخرين امام انجاميد. بدين‏ترتيب، جامعه اسلامي از بركات حضور امام معصوم(ع) در ميان خود محروم گشت. اين همان اتفاقي بود كه پيش از اين در كلام امام محمد باقر(ع) پيش‏بيني شده بود: «هنگامي كه خداوند تبارك و تعالي، از آفريدگانش خشمگين شود، ما [اهل‏بيت] را از مجاورت با آنها دور مي‏سازد».11

       ضرورت تجديد پيمان

آري، غيبت امام از جامعه و به درازا كشيدن آن، نتيجة بدعهدي و پيمان‏شكني مردم نسبت به حجت‏هاي الهي و جانشينان بحقّ رسول خدا(ص)است. تا زماني كه مردم چنان‏كه بايد و شايد، به پيماني كه در برابر امامان معصوم(ع) برعهده دارند، وفا نكنند و با همة وجود، آمادة پذيرش اوامر و نواهي آنها نشوند، ظهور محقق نخواهد شد، چنان‏كه امام عصر(ع) فرمود: «اگر شيعيان ما، كه خداوند توفيق طاعتشان دهد، در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند، همدل مي‏شدند، ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخير نمي‏افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي‏گشت؛ ديداري بر مبناي شناخت راستين و صداقتي از آنها نسبت به ما».12
با توجه به همين اهميت وفا به عهد و پيمان و تأثير آن در ظهور امام عصر (ع) بوده است كه از ما خواسته‏اند هر بامداد، عهد و پيمان اطاعتي را كه نسبت به امام خود بر دوش داريم، به ياد آوريم و آن را تجديد كنيم:
«بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگاني‏ام، عهد، عقد و بيعتي را كه نسبت به او (امام مهدي (ع)) بر گردن دارم، تجديد مي‏كنم كه هرگز از آن برنگردم و بر آن پايدار بمانم».13 

پي‌نوشت‌ها:
1. ر.ک: سورة يس (36)، آية 60 و 61 و سورة اعراف (7)، آية 172.
2. ر.ک: سورة نمل (16)، آية 36 و سورة انبيا (21)، آية 25.
3. ر.ک: سورة نساء (4)، آية 80 و سورة حشر (59)، آية 7.
4. ر.ک: سورة اسراء (17)، آية 3 و محمّد باقر مجلسي، بحارالأنوار، ج24، ص187، ح1.
5. ر.ک: سورة مريم (19)، آية 87 و بحار الأنوار، ج24، ص333، ح58.
6. فضل بن حسن طبرسي، الإحتجاج، ج1، صص 146و 160.
7. ر.ک: بحار الأنوار، ج37، ص164، ح40.
8. ر.ك: همان، ج43، ص158؛ و سيد جعفر شهيدي، زندگاني فاطمة زهرا(ع)، ص151.
9. ر.ک: بحار الأنوار، ج28، ص259، ح42.
10. حديث از امام باقر(ع)، الكافي، محمّد بن يعقوب كليني، ج1، ص390، ح1.
11. ر.ك: همان، ص343، ح31.
12. بحار الأنوار، ج53، ص177.
13. همان، ج99، ص111.
نوشته شده در پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 21:15 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

دیشب داشتم به کتابهای کتابخانه سری می زدم  که نگاهم به کتابی از علامه حسن زاده آملی با عنوان "انسان در عرف عرفان" جلب شد، کتاب را برای تورق برداشتم که بعد از گذری کوتاه در صفحات این کتاب زیبا ، مطلب جالبی نظرم رو به خودش جلب کرد ، این مطلب در ابتدای این کتاب با عنوان تقدیم نامه است که علامه  کتاب را در سفر رهبرانقلاب  به آمل به محضر آقا تقدیم کردند.


این تقدیم نامه از این بابت برایم جلب توجه کرد که چندی پیش پیامکی در سطح وسیعی پخش شد که از قول علامه حسن زاده مطلبی عنوان شده بود بدین مضمون:


گوشتان به دهان رهبر باشد چون ايشان گوششان به دهان حجه ابن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف است


عین متن تقدیم نامه علامه حسن زاده آملی به رهبرانقلاب  بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم


الم تک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین


با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- ، این اثر نمونه دوران را اعنی،رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه  دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران ، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران ، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم، و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.


یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.


20/3/1377 حسن حسن زاده آملی

نوشته شده در دوشنبه 9 آذر1388ساعت 20:15 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

مردم پس از خواندن خبر فوت کردان زیر لب با تعجب و گاهی به طعنه می پرسیدند, چه طور شد که حالا مرد؟ اوکه سالم بود! 

اینکه فشارهای روحی در سال  گذشته سبب شدت گرفتن ببیماری کردان بوده است,  مردم عادی را که شاهد تراژدی کردان در مجلس بودند را نیز متاثر کرد.

پیش تر  که موفق به گفت و گویی دو روزه با او شده بودیم, نه گله ای داشت و نه اندوهی. تنها در تعجب بود از دوستان سال های نه چندان دورش مثل  آقای لاریجانی  که  سال ها برایش و بجایش  صدا و سیما را مدیریت کرده بود, لاریجانی ای که خود تایید کننده  توانایی مدیریت کردان  برای  وزارت کشور نزد رهبر انقلاب بوده است و به یک باره می شود صحنه گردان نمایشنامه مرگ کردان که تنها کمی قبل از فوت همیشگی کردان اجرا شد, زمان گرفتن رای اعتماد در مجلس به او گفته بود باید محکم باایستی و ما هم می ایستیم [...]   

از عبدالله جاسبی گفت که روز اسیضاح با او تماس گرفته و خواهش می کند حالا  که می رود تا  آب رویش را بریزند, مواظب باشد تا  مبادا چیزی  هویدا کند که آب رویی از او برود. می گفت با هم رفیق بوده اند و جاسبی وقتی فهمیده در انتخابات ریاست جمهوری او به توکلی رای داده بسیار ناراحت شده است [...]

توکلی هم برایش سنگ تمام گذاشت در مجلس. می گفت تا چند سال قبل آقای توکلی هر کاری شروع می کرد من رو دعوت می کرد. همین روزنامه فردا را که راه انداخته بود یکی از کسانی که برای شورای سیاست گذاری دعوت کرده بود، من بودم و تا زمانی که روزنامه را درمی آورد من می رفتم آن جا و نظر می دادم که روزنامه چگونه در بیاید و چگونه در نیاید و چگونه عمل بشود. نمی دانست توکلی وزیر کار دیپلم دولت آقای رفسنجانی به خاطر  اجازه نگرفتن از  او برای تصدی وزارت, به گفته اش که آب روی او را خواهد ریخت عمل میکند[...]

در تعجب بود از آقای فاکر  که از زمان منبرهای دوران مبارزه اش در ساری تا پس از پیروزی انقلاب او را می شناخته و حتی در بسیاری از پرونده ها به نحوی با او مشورت می کرده و نظر های او را اعمال می کرده و یک باره وی را آماج تهمت ها قرار داد, کردان رفت جایی که با آقای فاکر برای گرفتن حق اش وعده کرده بود[...]

روزهای آخر, هیچ یک از دوستان کردان او را نمی شناختند [...]
روحش شاد و یادش همیشه زنده
نظام آباد
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 15:15 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی ,امروز میخواهم این پست وبم را اختصاص بدم به مهدی آنیلی یا ادواردو آنیلی (به انگلیسی: Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک از پدری ایتالیایی و مادری یهودی پا به عرصه دنیا گذاشت.

جوانی که سر گذشت زندگانیش زیباست و فقط به خاطر اینکه دنبال حقیقت بود به دست خانواده ش به قتل رسید

جوانی که همه چیز را به عشق امام زمان (عج) کنار گذاشت و به ثروت پدرش و مقامی که در انتظارش بود پشت کرد فقط به خاطر حقیقت و عشق به اهل بیت علیه السلام

مهدی آنیلی در گوشه ای از نوشته خود نگاه خویش به ثروت و پاسخگویی در روز جزا ذکر می کند.توجه شما را به این نوشته جلب می نمایم: همه به خدا وابسته اند. بنابراین ثروتمند بودن قطعا در درجه دوم قرار دارد.، اگر قرار بر به اجرا گذاشتن ارزش های معنوی باشد، برعکس، معتقدم که شخصا روزی خود را از آن ثروتی که در اختیار من باشد رها خواهم کرد و به کشوری دور دست خواهم رفت، و بعد باز خواهم گشت . جدی می گویم.این موضوع می تواند شک و تردیدهای بیشتری برای پدرم ایجاد کند، ولی باید صبر کرد. آنچه امروز با آن مخالفت می ورزم به خاطر میل به قدرت نیست. البته قدرت زیبا جلوه می کند ولی خطراتی است که در دستان اشتباهی قرار گیرد. امور خانواده من وارد منطق منحرفانه خواهد شد. این همان دیگاه نخواهد بود. من با این جریان مبارزه خواهم کرد. نه به خاطر قدرت شخصی، بلکه برای منافع کلی تر. اگر قدرت خانواده ما در دستان اشتباه بیافتد، یک امر بسیار خطرناک برای کشور است.

... پدر من مسئولیت عظیمی در مقابل وجدان خود بر دوش دارد و به خوبی به آن آگاه است. و من فکر می کنم تا امروز به خوبی رفتار کرده است. ولی اگر در مورد جانشینی خود به درستی عمل نکند، او هم باید پاسخگوی مسئولت های خویش باشد و توضیحات خود را در مقابل خدا بیان کند. این را باید در مغز خود فرو کند.

ادواردو در جایی دیگر می گوید: زمانی که ما در آن زندگی می کنیم زمان انحطاط ارزشهاست . تنها هدف و اسطوره پول جمع کردن است . پول پرستی بسیار بدتر از مواد مخدر است . ما همه از رواج مواد مخدر درمیان جوانان نگرانیم ، اما متوجه نیستیم که به سمت دنیایی می رویم که اساس آن بر پایه مقدار حساب بانکی افراد است . اما همه اینها رو به پایان است وبه اعتقاد من در آینده بعد از یک شبه رنسانس وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه خردگرایی و تجربه گرایی دکارت نیست. مانباید فراموش کنیم که استثمار انسانها از طبیعت مقدمه ای برای بهره کشی انسانی از انسان دیگر است . درست نیست صنعت اتومبیل سازی که وظیفه اش زندگی دادن به میلیونها خانواده است بر عکس عمل کند . به اعتقاد من پول باید وسیله باشد نه هدف .
ادامه دارد


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 9:28 توسط سید| بفرستید داغ کن -بالاترین داغ کن - کلوب دات کام |

Design By : Night Melody